سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 63
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
قديم و قائم بذات و مغاير علم و قدرت دانستند . و اين مذهب باطل است براى اينكه اولا كلام در عرف عقلاء عبارت از حروف و اصوات مركبه است كه مفهم معانى مقصوده باشد ( يعنى الفاظ مركبه است كه دلالت بر مقصود نمايد ) . و ثانيا - اين حرف قابل تعقل و تصور نيست تا اينكه در صحت يا فساد آن گفتگو شود ، چه اگر مراد از كلام نفسى علم حقتعالى است كه به آن تعلق گرفته برگشت آن بعلم مىشود و اگر مراد قدرت خداوند است بر ايجاد آن معانى در محل و موقع خود ، مرجع آن بقدرت مىشود و حال آنكه اينها ميگويند : معنائى غير از علم و قدرت است و معنى ديگرى هم از كلام نفسى فهميده نميشود تا بگويم مراد آنها آن معنى است . و ثالثا - همان اشكالى كه بر زائد و قديم دانستن ساير صفات ثبوتيه بر آنها وارد است ( يعنى الزام بتعدد قدماء و مركب بودن واجب الوجود از ذات و صفات و احتياج ذات بصفات ) در اينجا نيز بر آنها وارد است ( چنانچه در نفى معانى بيايد ) . و حنابله ( پيروان احمد حنبل ) گفتند مراد از كلام ، كلام لفظى است كه عبارت از حروف و اصوات مركبه باشد و تكلم را صفتى قديم و قائم بذات دانستند يعنى متكلم بحروف و اصوات را ذات واجب الوجود تصور كردند . و اين مذهب نيز باطل است ، براى اينكه اولا الفاظ كه از حروف و اصوات تشكيل مىشود باصطلاح از موجودات غير قاره بالذات است - يعنى - از چيزهائى است كه هر جزئى از آن كه موجود مىشود جزء سابقش فانى ميگردد « 1 » بنابراين لازمه مفهوم الفاظ حدوث ( مسبوق بعدم بودن ) است و قديم بودن آنها متصور
--> ( 1 ) اين بنا بر عقيده سابقين است كه كلام را غير قار الذات ميدانند . ولى امروزه عقيده دارند اصوات در جو هوا باقى است و ليكن بهر جهت حادث است و مطلب ما را ثابت مىكند .